X
تبلیغات
رایتل

همه چی خوبه تا وقتی که بوی اسیری نده

غم و شادی مریم و سارا

مجلس ختم!

دیروز رفتیم ختم بابا بزرگ سارا بود مرضیه و مبینا و غزاله هم بودن!

همش سعی میکردیم سارا رو بخندونیم بیچاره خیلی داغون بود بهش میگفتم سارا قراره یه عمر دوست ما باشی ما نمیتونیم این شکلی تحملت کنیم همش گریه اش میگرفت!!!!!!!!

دلم خیلی سوخت ولی تا مبینا رسید اصلا سارا شاد شد آخه این بنده خدا خیلی جوکه!!!! مرضیه بهش میگفت مبینا یه جکی چیزی بگو سارا بخنده مبینا میگفت من خودم اومد دیگه!!!!!!! خلاصه که سعی کردیم یکم حال و هواشو عوض کنیم!!!!!!!!

سارا گلی تا ما رو داری(به خصوص مبینا!) غم نداری خیالت راحت!!!!!!

   مریم                     

[ پنج‌شنبه 10 مرداد 1392 ] [ 15:15 ] [ مریم و سارا ]

[ 3 نظر ]