X
تبلیغات
زولا

همه چی خوبه تا وقتی که بوی اسیری نده

غم و شادی مریم و سارا

من امده ام....

سلام بچه ها

خیلی وقت بود نیومده بودم

سر کلاس نشسته بودیم مریم پاشو دراز کرد من تعادلمو از دست دادم داشتم پخش زمین میشدم که میزو گرفتم

بعد با مریمو بچه تا نیم ساعت داشتیم میخندیدیم.

یه روزم خسته از در مدرسه اومدیم بیرون یه یه دفعه مبینا داد زد:اتوبوس اتوبوس

و شروع کرد به دوییدن

منو مریمم دنبالش دویدیم بعد که رفتیم جلو تر دیدیم مسیر اتوبوس با ما یکی نیس

مبینا که دید  خیت شده دست میز و میگفت:لر همه رنگش خوبه،بچه زرنگش خوبه

منم گفتم:ادم تو شلنگ شنا کنه دوست لر نداشته باشه(الته به دوستای لرم بر نخوره من عاشق لرام.خیلی مهربون و مهمونه نوازن)

(سارا)

[ چهارشنبه 13 شهریور 1392 ] [ 20:36 ] [ مریم و سارا ]

[ 2 نظر ]