X
تبلیغات
رایتل

همه چی خوبه تا وقتی که بوی اسیری نده

غم و شادی مریم و سارا

ای بابا...!

اینقدر مانتو مدرسه ام گشاده که میتونم باهاش پرواز کنم مقنعه ام هم که نگو...

دیروز با سارا(مبینا میخواست بره عروسی نیومد مدرسه!)داشتیم برمیگشتیم رفتیم نفری یه چیپس بزرگ خریدیم قرار گذاشتیم پیاده برگردیم...

داشتیم از خیابون رد میشدم که یه دفعه باد زد منو سارا با اون مانتو و مقنعه گشاد و چیپس داشتیم میرفتیم که نزدیک بود آخرش پرواز کنیم!

وقتی از خیابون رد شدیم یه ماشینه وایساد بهمون خندید و رفت...!

یعنی قیافه ی منو سارا توی اون لحظه دیدنی بود!

وقتی داشتیم میومدیم هم (سارا عینکی شده!)یکی بهش گفت خرخون!

اصلا یه وضعی بود...

ولی من و سارا و مبینا خیلی احمقیم عین دخترای کره ای! 

مریم              

[ پنج‌شنبه 4 مهر 1392 ] [ 16:32 ] [ مریم و سارا ]

[ 7 نظر ]