X
تبلیغات
رایتل

همه چی خوبه تا وقتی که بوی اسیری نده

غم و شادی مریم و سارا

عید قربان و شادی ما!!!!!!

سلام دوس جونیام

دیروز از مدرسه با سارا اومدیم خونه ی ما!

سه نفری(منو سارا و آبجیم)خیلی سرخوشانه نشسته بودیم فلافل و خوراکی میخوردیم و خوش و خرم بودیم!

بعد از ظهرش مریم(آبجی سارا) هم از دانشگاه اومد و قرار بود که بابام بره دنبال مامانم(مامانم خونه ی دختر دایی بابام بود و به مناسبت عید قربان یه مراسمی گرفته بود!)ما هم بلند شدیم و با بابام رفتیم و توی ماشین عین دیوونه ها همش میرقصیدیم و عکس مینداختیم و فیلم میگرفتیم!!!!!

بابام میگفت همه ماشینا بهتون نگاه میکردن!!!

خداییش خیلی خنده دار بودیم! با گوشی آبجیم رقص نور درس کرده بودیم...!

کلی چرت و پرت میگفتیم!!!!!

خلاصه که خیلی خوش گذشت و از اون تجربه باحالا بود...

سارا با مانتو و شلوار مدرسه بود خخخخخخخ

عید قربانو به همتون تبریک میگم!!!!!

مریم          

[ یکشنبه 13 مهر 1393 ] [ 10:26 ] [ مریم و سارا ]

[ 1 نظر ]