سلام دوس جونیام
دیروز رفتیم نمایشگاه قرآن
من بودمو آبجیمو مبینا و فاطمه و فائزه....
سارا و آبجیش مریم افطاری دعوت بودن به خاطر همین نیومدن!
دیروز خیلی خوش گذشت...همش میخندیدیم!!!
حس کردم که دارم یاد میگیرم که از همه چی لذت ببرم!
ولی نمایشگاه قرآن پارسال که توی مصلا بود از امسال که توی باغ موزه دفاع مقدس بود بهتر و قوی تر بود!!!!
اینجا هم قشنگ بود ولی انگار میدون جنگ بود!!!!
همه جا هلی کوپتر و موشکو تانکو سنگرو... بود!
حتی صندلیا هم شبیه تانکو و خشاب اسلحه بود!!!!
آخه من نمیدونم مگه اینجا نمایشگاه قرآن نبود؟!
ولی توی نمایشگاه هنریش واقعا یه سری از تابلو های نقاشی و عکسا قشنگ بودن...
یه جا هم غرفه های حزوی بودن!!!!
من که چیزی ازشون نفهمیدم....
کلا این روز به خاطر این بهم خوش گذشت چون دوستام بودن و فقط میخندیدیم!!!!!
مریم
جایه سارا پس خالی خخخخخ خوش گذشت بهتا جایه منم خالی
ولی خداییش تو تهران امکانات بهتره ها بیچاره ما بچه شهرستانیا
آره جایه همه خالی!
نه بابا اینطوریام نیست...