X
تبلیغات
رایتل

همه چی خوبه تا وقتی که بوی اسیری نده

غم و شادی مریم و سارا

منم اومدم...! ^_^

درود بر این کلبه ی سوت و کور

اومدم در ادامه ی حرفای سارا گلی که فرمودند کنکورو دادیم و خلاص شدیم بگم که من دارم بیچاره میشم!

عاغا کی گفته دانشگاه بهتره؟!

اینجا هم همونجوریه...ولی خداییش وقتی که کلاسا کنسل میشه...به به!

اما بازم بدون سارا گلی صفا نداره! بی صبرانه منتظرم دانشگاه اونم شروع بشه!

امیدوارم فردا یا پس فردا با سارا و آبجیامون یه بیرون باحال بریم!

دو هفتس سارا رو ندیدم! :/

سارا گلی کجایی که ببینی یه کافه ی دیگه پیدا کردیم اصلا صاحبش خود خود اوپاس...لامصب!!!

خلاصه که ما چهار تا خل و چل تا آخرش میخواییم همینجوری بمونیم!

ببینیم میتونیم تهش یه کافه با هم بزنیم یا قراره شوهر کنیم و بریم پی کارمون! ^_^

                   مریم                         

[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 17:21 ] [ مریم و سارا ]

[ 1 نظر ]

ی روز ب شدت خوب.

روز سوم مهر از طرف مدرسه دعوت شدیم برای گرفتن جایزه کنکور و جشن فارغ التحصیلی.

بعد جشن با مریم گلی و شقو رفتیم کافه من بار اول بود اون کافه میرفتم ولی مریم و شقایق زیاد رفته بودن و با صاحاب کافه آشنا بودن...

ی دختره هم بود ک کلا ما در تلاش بودیم کشف کنیم حلقه دستشه یا .....

صاحاب کافه با سیبل های خوشگلش سوار متور شد که بره ما هم جلوی شیشه نشسته بودیم  و داشتیم ب سیبیل قشنگ نگاه میکردیم(به دلیل مسائل امنیتی اسمشو فاش نمیکنم

[ یکشنبه 18 مهر 1395 ] [ 15:11 ] [ مریم و سارا ]

[ 1 نظر ]

من اومدم....

سلااااا م سلااااام دلم تنگ شده بود ی عالمه....

بالاخره کنکور هم تموم شد و منو مریم راحت شدیم و هردومون دانشگاه دولتی قبول شدیم.

من ک ورودی بهمنم و کلا بیکار مریم هم بنده خدا داره هرروز میره دانشگاه.

منو مریم که کلا خل و چل بودیم الان خواهرمون هم بهمون اضافه شدن .شقایق عزیزم و خواهرم مریم از منو مریم هم تعطیل ترن....

دوست دارم دوباره اینجا خاطرات خوب مونو بنویسم.

چاکر همتون سارا...

[ شنبه 17 مهر 1395 ] [ 12:19 ] [ مریم و سارا ]

[ 1 نظر ]